تبليغاتX
پرستوی مهاجر

پرستوی مهاجر
با یاد خدا دلها آرام می گیرد
قالب وبلاگ

 

تا كي براي چشمت آذين كنم جهان را ؟

قلبم شروع كرده عمداَ تكـــــــان تكــــــــان را

باران ترانه اش را با لـــحن غــــــــــم نخواند

باشد عوض كنـــــي تـــــــــو تقدير آسمان را

اين برگه را بگيريد مردودي ام كه حتميست 

وقتي اشاره كردي پـــــايــــان امتحــــــان را

هــــــر و هـــر دقيقه برنامه ام همين است

گـــــــم مي كنم تو را تا پيدا كنم زمــــان را

يك لحظه صبر كـــــــن  نه من اشتباه كردم

تــــــــو كه قبــــــــول داري تقصير اين جوان را

شـــــب انتظار دارد در او ســــــــتاره باشم

امـــــا مي شمـــــارد دستان مهــــــربان را

يا با بهــــار همــــــراه يا با خودت بيــــــــاور

حتي شبي زمستان ، حتي كمي خزان را

من از قرار معلوم يك عمـــــر صبـــــــر دارم

تا كــــي براي چشمت آذين كنم جهان را ؟

 

                                       شـــــعـر از : خانم نــوذری

[ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 15:23 ] [ پرستوی مهاجر ] [ ]
[ پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390 ] [ 15:17 ] [ پرستوی مهاجر ] [ ]

 

 
   
   
   
 


 

 
 

امام موسي صدر پس از اتمام سيكل اول و بخش مقدمات علوم حوزوي، در خرداد سال 1322 رسما به حوزه علميه قم پيوست، و طي مدتي كوتاه، ضمن بهره گيري از محضر حضرات آيات سيد محمد باقر سلطاني طباطبايي، شيخ عبدالجواد جبل عاملي، امام خميني و سيد محمد محقق داماد، دروس دوره سطح را به پايان رسانيد. وي از ابتداي بهار سال 1326 وارد مرحله درس خارج گرديد، و تا اواخر پاييز سال 1338، يعني قريب سيزده سال تمام، از مدرسين بزرگ حوزه هاي علميه قم و نجف كسب فيض نمود. اساتيد اصلي دروس خارج ايشان در قم، حضرات آيات سيد حسين طباطبايي بروجردي، محقق داماد، صدر و سيد محمد حجت، و در نجف حضرات آيات سيد محسن حكيم، سيد ابوالقاسم خويي، شيخ حسين حلي و شيخ مرتضي آل ياسين بودند. امام موسي صدر

 
 

دروس فلسفي را نزد حضرات آيات سيد رضا صدر و علامه سيد محمد حسين طباطبايي در قم، و نزد آيت الله شيخ صدرا بادكوبه اي در نجف فرا گرفت.وستان اصلي هم بحث امام موسي صدر را در قم، حضرات آيات سيد موسي شبيري زنجاني، شهيد دكتر بهشتي، سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي و شيخ ناصر مكارم شيرازي، و در نجف آيت الله شهيد سيد محمد باقر صدر تشكيل مي دادند.امام موسی صدر در طول زندگی حوزوی خود شاگردان برجسته ای را تربیت کرده است.معروف ترین آنان در ایران آیت الله شیخ یوسف صانعی از مراجع معظم امروز ، و در لبنان شهید عباس موسوی دبیر کل  سابق حزب الله است.
 

 
 


 

 
 

 

 
   
 


 

 
 

 

 
 

 

 
   
   
 

 

 
   
   
 

 

 
 

 

 
   
 

 

 
 

 
 

 
 

 

 
 

 

 
 

 
 

 
 

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه سوم مرداد 1390 ] [ 14:4 ] [ پرستوی مهاجر ] [ ]

در قرآن مجيد بيش از ده آيه

در مورد حجاب و حرمت نگاه

به نامحرم وجود دارد.

يکي از اين آيات، آيه 59 سوره احزاب است:« يا ايهاالنبي قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلک ادني ان يعرفن فلا يوذين و کان الله غفورا رحيما» (اي پيامبر، به زنان و دخترانت و نيز به زنان مومنين بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذيت قرار نگيرند. و خداوند بخشنده مهربان است.)

 جلاب به معناي يک پوشش سراسري است؛ يعني زن بايد همه اندامش پوشيده باشد تا همچون گلي لطيف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد.در سوره نور آيه 31 نيز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به ميان آمده است.

 مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن

حجاب در لغت به معناي مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال اين کلمه، بيش‎تر به معني پرده است. اين کلمه از آن جهت مفهوم پوشش مي‎دهد که پرده، وسيله‎ي پوشش است، ولي هر پوششي حجاب نيست؛ بلکه آن پوششي حجاب ناميده مي‎شود که از طريق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گيرد.

 حجاب، به معناي پوشش اسلامي بانوان، داراي دو بُعد ايجابي و سلبي است. بُعد ايجابي آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبي آن، حرام بودن خودنمايي به نامحرم است؛ و اين دو بُعد بايد در کنار يکديگر باشد تا حجاب اسلامي محقق شود؛ گاهي ممکن است بُعد اول باشد، ولي بُعد دوم نباشد، در اين صورت نمي‎توان گفت که حجاب اسلامي محقق شده است.

 اگر به معناي عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بناميم، حجاب مي‎تواند اقسام و انواع متفاوتي داشته باشد. يک نوع آن حجاب ذهني، فکري و روحي است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامي، مانند توحيد و نبوت، از مصاديق حجاب ذهني، فکري و روحي صحيح است که مي‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎هاي روحي و فکري، مثل کفر و شرک جلوگيري نمايد.

 علاوه بر اين، در قرآن از انواع ديگر حجاب که در رفتار خارجي انسان تجلي مي‎کند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصيه شده‎اند.

 هدف و فلسفه حجاب

 هدف اصلي تشريع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسيله‌ي تزکيه‌ي نفس و تقوا به دست مي‎آيد:

 إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ (حجرات؛13) بزرگوار و با افتخارترين شما نزد خدا با تقواترين شماست.

 -=هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَکِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ؛

 اوست خدايي که ميان عرب امّي (قومي که خواندن و نوشتن هم نمي‎دانستند) پيغمبري بزرگوار از همان قوم برانگيخت، تا بر آنان وحي خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوي و حکمت الهي بياموزد؛ با آن که پيش از اين، همه در ورطه‌ي جهالت و گمراهي بودند.=-

 از قرآن کريم استفاده مي‎شود که هدف از تشريع حکم الهي، وجوب حجاب اسلامي، دست‌يابي به تزکيه‌ي نفس، طهارت، عفت و پاکدامني است. آياتي هم‎چون:

 قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛ اي رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشم‎ها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که اين بر پاکيزگي جسم و جان ايشان اصلح است.

 حجاب چشم

 قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) اي رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

 قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) اي رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

 حجاب در گفتار

 نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب گفتاري زنان در مقابل نامحرم است:

 فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگوييد؛ مبادا آن که دلش بيمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.

 حجاب رفتاري

 نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب رفتاري زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎اي راه نروند که با نشان دادن زينت‎هاي خود باعث جلب توجه نامحرم شوند

 وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پاي به زمين نزنند که خلخال و زيور پنهان پاهايشان معلوم شود.

 از مجموع مباحث طرح شده به روشني استفاده مي‎شود که مراد از حجاب اسلامي، پوشش و حريم قايل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحاي مختلف رفتار، مثل نحوه‌ي پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است.

 بنابراين، حجاب و پوشش زن نيز به منزله‌ي يک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حريم ناموس ديگران را دارند. همين مفهوم منع و امتناع در ريشه‌ي لغوي عفت نيز وجود دارد؛

 حجاب و عفت

 دو واژه‌ي «حجاب» و «عفت» در اصل معناي منع و امتناع مشترک‎اند. تفاوتي که بين منع و بازداري حجاب و عفت است، تفاوت بين ظاهر و باطن است؛ يعني منع و بازداري در حجاب مربوط به ظاهر است، ولي منع و بازداري در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت يک حالت دروني است، ولي با توجه به اين که تأثير ظاهر بر باطن و تأثير باطن بر ظاهر، يکي از ويژگي‌هاي عمومي انسان است؛ بنابراين، بين حجاب و پوشش ظاهري و عفت و بازداري باطني انسان، تأثير و تأثّر متقابل است؛ بدين ترتيب که هرچه حجاب و پوشش ظاهري بيش‌تر و بهتر باشد، اين نوع حجاب در تقويت و پرورش روحيه‌ي باطني و دروني عفت، تأثير بيش‌تري دارد؛ و بالعکس هر چه عفت دروني و باطني بيش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهري بيش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم مي‎گردد.

 حجاب زنان سالمند قرآن مجيد به شکل ظريفي به اين تأثير و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه مي‎دهد که بدون قصد تبرّج و خودنمايي، لباس‎هاي رويي خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولي در نهايت مي‎گويد: اگر عفت بورزند، يعني حتي لباس‎هايي مثل چادر را نيز بر ندارند، بهتر است.

 وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِي لا يَرْجُونَ نِکاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ.(نور؛60)

 علاوه بر رابطه‌ي قبل، بين پوشش ظاهري و عفت باطني، رابطه‌ي علامت و صاحب علامت نيز هست؛ به اين معنا که مقدار حجاب ظاهري، نشانه‎اي از مرحله‌ي خاصي از عفت باطني صاحب حجاب است. البته اين مطلب به اين معنا نيست که هر زني که حجاب و پوشش ظاهري داشت، لزوماً از همه‌ي مراتب عفت و پاکدامني نيز برخوردار است.

آيا حجاب مانع همه بزهکاري هاي اجتماعي است؟

 با توجه به همين نکته، پاسخ اين اشکال و شبهه‌ي افرادي که براي ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهري، تخلفات بعضي از زنان با حجاب را بهانه قرار مي‎دهند آشکار مي‎گردد؛ زيرا مشکل اين عده از زنان، ضعف در حجاب باطني و فقدان ايمان و اعتقاد قوي به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهري است و قبلاً گذشت که حجاب اسلامي ابعادي گسترده دارد و يکي از مهم‌ترين و اساسي‏ترين ابعاد آن، حجاب دروني و باطني و ذهني است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقايد و ايمان راسخ دروني برخوردار مي‌کند؛ و اساساً اين حجاب ذهني و عقيدتي، به منزله‎ي سنگ بناي ديگر حجاب‎ها، از جمله حجاب و پوشش ظاهري است؛ زيرا افکار و عقايد انسان، شکل دهنده‌ي رفتارهاي اوست.

 البته، همان‎گونه که حجاب و پوشش ظاهري، لزوماً به معناي برخورداري از همه‌ي مراتب عفاف نيست، عفاف بدون رعايت پوشش ظاهري نيز قابل تصور نيست. نمي‎توان زن يا مردي را که عريان يا نيمه عريان در انظار عمومي ظاهر مي‎شود عفيف دانست؛ زيرا گفتيم که پوشش ظاهري يکي از علامت‎ها و نشانه‎هاي عفاف است، و بين مقدار عفاف و حجاب، رابطه‌ي تأثير و تأثّر متقابل وجود دارد. بعضي نيز رابطه‌ي عفاف و حجاب را از نوع رابطه‌ي ريشه و ميوه دانسته‌اند؛ با اين تعبير که حجاب، ميوه‌ي عفاف، و عفاف، ريشه‌ي حجاب است. برخي افراد ممکن است حجاب ظاهري داشته باشند، ولي عفاف و طهارت باطني را در خويش ايجاد نکرده باشند. اين حجاب، تنها پوسته‌ و ظاهري است. از سوي ديگر، افرادي ادعاي عفاف کرده و با تعابيري، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلب‌ها کار دارد»، خود را سرگرم مي‌کنند؛ چنين انسان‎هايي بايد در قاموس انديشه‌ي خود اين نکته‌ي اساسي را بنگارند که درون پاک، بيروني پاک مي‌پروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن ميوه‌ي ناپاکِ بي‌حجابي نخواهد شد.

[ چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 ] [ 14:34 ] [ پرستوی مهاجر ] [ ]
خبرگزاري فارس: همسر و دختر ديكتاتور ليبي به همراه 12 تن ديگر از اعضاي خانواده او به اتريش فرار كردند و در يك هتل در وين مستقر شدند.

به گزارش فارس به نقل از روزنامه "وطن " چاپ آمريكا، "وين " پايتخت اتريش ديروز شنبه از "صفية فركاش " همسر "معمر قذافي "، "عائشة " دختر او و همسران "الساعدي " و "هانيبال " دو پسر او و نيز نوه‌هاي قذافي استقبال كرد.

پايگاه خبري ليبيايي "صوت الطليعة " گفت: 14 نفر از اعضاي خانواده قذافي ديروز وارد وين شدند و در هتل امپريال اين شهر مستقر شدند. تمام بخشهاي اين هتل به اسم "عائشة بومنيار " به مدت دو هفته رزرو شده است.

از سوي ديگر از شب جمعه تعداد زيادي در اتريش در اعتراض به حضور خانواده قذافي در وين، در مقابل اين هتل تحصن كردند و با مردم ليبي ابراز همدردي كردند.

بر اساس اين گزارش، اين 14 نفر از خانواده قذافي چندي پيش سوار بر يك هواپيماي ليبيايي قصد فرود در فرودگاه مالت را داشتند اما حكومت مالت به آنها اجازه فرود نداد.

[ یکشنبه هشتم اسفند 1389 ] [ 14:57 ] [ پرستوی مهاجر ] [ ]
خبرگزاري فارس: سفير سابق انگليس در طرابلس تاكيد كرد لندن و همپيمانان آن بايد بررسي كنند كه چگونه "مداخله بشردوستانه مسلحانه " مي‌تواند در ليبي اتفاق بيفتد.

به گزارش فارس، "سر ريچارد دالتون " در مقاله‌اي در هفته نامه انگليسي ساندي تلگراف نوشت: در هفته اول قيام ليبي، آنهايي كه عليه معمر قذافي تظاهرات كردند دستاوردهاي چشمگيري داشتند اما تا كنون موفق نشده‌اند اقدام قابل توجهي در طرابلس پايتخت اين كشور انجام دهند. كشورهاي خارجي هم نتوانستند راهي براي پايان بخشيدن به اين بحران بيابند.

دالتون كه از سال 2003 تا 2006 سفير انگليس در تهران بوده است، گفت: مداخله مسلحانه بشردوستانه بين‌المللي مي‌تواند پاسخ مسئله ليبي باشد اما ترتيب دادن آن دشوار خواهد بود. در ضمن بحث درباره گزينه‌هاي پيش رو نيز بايد سرعت بخشد.

وي ادامه داد: سند راهنماي مام قطعنامه 1/60 سپتامبر 2005 مجمع عمومي سازمان ملل است. بر اساس اين سند اقدام از طريق شوراي امنيت سازمان ملل در صورتيكه روش‌هاي صلح آميز با شكست مواجه شده باشد و مقامات ملي آن كشور نتوانند از مردم خود در مقابل نسل كشي، جنايات جنگي، نسل كشي و جنايت عليه بشريت محافظت كنند، صورت مي‌گيرد.

سفير سابق انگليس در طرابلس افزود: شرايط فوق با توجه به جنايات عليه بشريت يعني حملاتي كه ليبيايي‌ها صورت گرفته، محقق شده است. كميسارياي عالي سازمان ملل در امور حقوق بشر نيز بر همين باور است.

دالتون ادامه داد: از لحاظ نظامي اين امر دست يافتني است. مركز قدرت قذافي در شهري است كه در صورتي كه نياز به محاصره باشد، خطر قربانيان غيرنظامي وجود دارد.

وي تاكيد كرد با وجود كه خطر كلي كه وجود دارد سخت‌ترين بخش ايجاد يك دولت انتقالي خواهد بود.

سفير سابق انگليس در ايران همچنين گفت: با وجود ابهاماتي كه وجود دارد، انگليس و شركاي آن بايد فعالانه و به طور جدي چگونگي مداخله بشردوستانه مسلحانه‌اي را كه مي‌تواند فورا اتفاق بيفتد را بررسي كنند.

[ یکشنبه هشتم اسفند 1389 ] [ 14:36 ] [ پرستوی مهاجر ] [ ]

باسمه تعالی

مرا می‌شناسی.
من یک روستایی‌ام.
یکی از روستاهای دور دست سرزمینمان ایران.
از مهد نام آوران و دلیران آذربایجان.
شاید مرا نشناسی!
خیلی ها مرا نمی‌شناسند.
اهل زمین که با یک روستایی دورافتاده  و ساده کاری ندارند.
اصلا برایشان مهم نیست که کسی اینجا دردی داشته باشد.
اینان بزرگان را می‌شناسند حاکمان را دوست دارند، مسئولان را می‌شناسند، کسی با ما کاری ندارد.
خیلی وقتها دوستان و رفیقان هم آدم را فراموش می کنند.

ارباب من؛
آیا تو هم مرا فراموش کرده‌ای؟
تو هم مرا نمی شناسی.
البته که خوبان را می شناسی. تو را با ما چه‌کار!
ولی من تو را می شناسم.
با عقل و قلب کوچک خود تورا شناخته‌ام.
پیامبرمان (ص) نیز فرموده است که "هرکس امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است".

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه نوزدهم دی 1389 ] [ 15:57 ] [ پرستوی مهاجر ] [ ]

Click the image to open in full size.
[ یکشنبه نوزدهم دی 1389 ] [ 15:23 ] [ پرستوی مهاجر ] [ ]

اگر به فرض که هیچ دلیلی بر حقانیت و صلاحیت امام حسین (ع) نباشد , بعد آدم یک بار دعای عرفه بخواند, می شود به “حسین” ایمان نیاورد؟ نشناسدش؟ عاشقش نشود؟دیوانه اش نشود؟ آیا چنین چیزی امکان دارد؟ یک بار بخوانید، عاشق می شوید…

حمد و سپاس خدایی را سزاست که تیر حتمی قضایش را هیچ سپری نمی شکند و لطف و محبت و هدایتش را هیچ مانعی باز نمی دارد و هیچ آفریده ای به پای شباهت مخلوقات او نمی رسد.
حهل و نادانی من و عصیان و گستاخی من تو را باز نداشت از اینکه راهنمایی ام کنی به سوی صراط قربتت و موفقم گردانی به آنچه رضا و خوشنودی توست.

پس
هر گاه که تو را خواندم پاسخم گفتی .
هر چه از تو خواستم عنایتم فرمودی.
هرگاه اطاعتت کردم قدردانی و تشکر کردی.
و هر زمان که شکرت را بر جا آوردم بر نعمت هایم افزودی.
و اینها همه چیست؟
جز نعمت تمام و کمال و احسان بی پایان تو؟!

من کدام یک از نعمت های تو را می توانم بشمارم یا حتی به یاد آورم و به خاطر سپارم؟
خدایا!الطاف خفیه ات و مهربانی های پنهانی ات بیشتر و پیشتر از نعمتها ی آشکار توست.
خدایا!من را آزرمناک خویش قرار ده آن سان که انگار میبینمت.
من را آنگونه حیامند کن که گویی حضور عزیزت را احساس می کنم.


ادامه مطلب
[ شنبه بیستم آذر 1389 ] [ 23:13 ] [ پرستوی مهاجر ] [ ]


جواب: در پاسخ به این سؤال باید تجزیه و تحلیلى روى جهات مختلف این مسأله صورت گیرد:
الف ـ باید توجه داشت که «ماه»، همواره در نیمى از کره زمین قابل رؤیت است، نه در تمام آن، بنابراین، نیمى از مردم روى زمین، از این حساب خارجند.
ب ـ در نیمى از همین نیم کره نیز، اکثریت قریب به اتفاق آنها در خوابند; زیرا بعد از نیمه شب است، به این ترتیب تنها یک چهارم مردم جهان مى توانند از چنین حادثه اى با خبر شوند.
ج ـ در بخش قابل رؤیت نیز، هیچ مانعى ندارد که قسمت هاى قابل توجهى از آسمان ابرى، و چهره ماه با ابر پوشیده شده باشد.
د ـ حوادث آسمانى، در صورتى جلب توجه افراد مى کند که یا مانند صاعقه ها، توأم با سر و صداى شدید باشد، یا مانند خسوف و کسوف کلى، نور به طور کامل قطع شود، آن هم براى یک مدت نسبتاً طولانى.
به همین دلیل در خسوف هاى جزئى و ماه گرفتگى هاى مختصر، اگر قبلاً از طرف منجمین اعلام نشود، کمتر کسى با خبر مى گردد، و حتى گاه بسیارى از مردم، از خسوف کلى نیز بى خبر مى مانند.
تنها دانشمندانى که اجرام آسمانى و ماه را رصد مى کنند، و یا کسانى که تصادفاً چشم آنها به آسمان بیفتد، ممکن است از چنین جریانى باخبر شوند، و عده اى دیگر را نیز با خبر سازند.
بنابراین، چنین حادثه کوتاه مدتى، آن طور که ابتدا تصور مى شود مایه جلب توجه عمومى مردم جهان نیست، مخصوصاً مردم آن زمان که اصولاً براى اجرام آسمانى، اهمیت کمترى قائل بودند.
هـ ـ به علاوه وسائل ثبت مطالب در تاریخ، و نشر آن در آن زمان ها محدود بود، و حتى تعداد باسوادها بسیار کم بودند، و کتاب ها خطى بود، مثل امروز نبود که حوادث مهم، برق آسا به وسیله رادیوها و تلویزیون ها و مطبوعات در سراسر جهان نشر شود.
با توجه به این جهات و جهات دیگر، هرگز نمى توان از عدم ذکر این حادثه در غیر تواریخ اسلامى تعجب کرد، و آن را دلیل بر نفى آن گرفت.(1)
 

 

1. تفسیر نمونه، جلد 23، صفحه 27

[ سه شنبه یازدهم آبان 1389 ] [ 14:2 ] [ پرستوی مهاجر ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

بسم الله جمیع السماوات و الارض
هرکسی باید در حیطه خود عدالت را برپا کندچه یک کارمند ساده در اداره و چه یک رئیس جمهور در سازمان ملل و اگر بخواهیم همه جهان پراز عدالت شود باید از خدا بخواهیم فرج امام عصر (ع) را برساند و عدالت را در سراسر جهان بپراکند پس پیش به سوی عدالت
اللهم عجل لولیک الفرج
پرستوی مهاجر
امکانات وب
ایران رمان